طراحی اتاق خواب
دانلود عکس علی ضیا , عکس مدل لبتس مجلسی , تصاویر لوستر سقفی , عکسهای فاطیماگل , تیشرت دخترونه , عکس پیرهن دخترونه , قسمت آخربرگريزان , مدل مانتو سیلوانا , آزارجنسی , اتاق خواب الناز شاکردوست
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
لینک های مفید
  • 
  • |
  • |
چت باکس


 

 

 

روني، جاي رونالدو را پر کرد.چه کسي جاي روني را پر مي کند؟

 

 

با قوت گرفتن احتمال جدايي وين روني از رختکن يونايتد، نگاهي به شرايط اين تيم پس از جدايي رونالدو از اولدترافورد مي اندازيم.

زمانی که رونالدو در تابستان 2009 رختکن یونایتد را به مقصد رئال مادرید ترک کرد، صحبتهای زیادی در مورد جانشین های احتمالی او در رختکن یونایتد به گوش می رسید.

فصل بعد از جدایی رونالدو، یونایتد رقابتهای لیگ برتر را در رده دوم و بعد از چلسی به پایان برد . این در حالی است که در 3 فصل قبل از آن و با حضور کریس رونالدو، این تیم همواره به قهرمانی رسیده بود

البته یونایتد فصل گذشته گلهای بیشتری نسبت به سه فصل قبل به ثمر رساند. آنها در فصل 10-2009،  هشتاد و شش گل به ثمر رسانده بودند و با کسب 85 امتیاز فصل را در رده دوم به پایان بردند.این در حالی بود که آنها در فصل 3-2002، با همین تعداد امتیاز، به عنوان قهرمانی رسیده بودند.

این بار نوبت به وین رونی است که دم از جدایی از اولدترافورد بزند.

ستاره ملی پوش انگلیسی و کریس رونالدو برترین ستاره های یونایتد در فصلهای اخیر بوده اند و نگاه کوتاهی به آمار و ارقام، نشان دهنده این است که نبود آنها چه قدر تاثیرگذار است.

در هر سه قهرمانی اخیر یونایتد، این زوج دست کم یک سوم گلهای تیمشان در رقابتهای لیگ برتر را به ثمر رساندند و در فصل 8-2007، آنها 54% گلهای تیمشان را به ثمر رساندند.

آنها در ساخته و پرداخته کردن گل نیز نقش پررنگی داشتند و در فصل 7-2006، 40% پاس گلهای تیم یونایتد به نام رونی و رونالدو ثبت شد.فصل گذشته غیبت رونالدو در ترکیب یونایتد محسوس بود؛هرچند که رونی در فصل گذشته رقابتهای لیگ برتر به تنهایی 26 گل  رسیدو باید منتظر بمانیم و ببینیم که در صورت جدایی رونی از رختکن یونایتد، چه کسی جای خالی او را پر خواهد کرد...../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب ...

 

قدرت ماوراء طبيعي اسپند

 

رييس مركز تحقيقات كهنه كن خراسان شمالي گفت: دانه‌هاي اسپند، براي از بين بردن كرم‌هاي انگلي روده موثر است.

دكتر علي دادار در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اين‌كه اسپند با نام علمي «PEGANUM HARMALA» در بردارنده مواد ضد ميكروبي از نوع فلاونوئيدها و آلكالوئيدها است، افزود: از آلكالوئيدهاي مهم مي‌توان به آلكالوئيد هارمين، هارمالين، هارمالول و پگانين و آلكالوئيدهاي كينازولين اشاره كرد.

وي ادامه داد: هارمالين موجود در اسپند، از نظر درماني اثر نيرودهنده سيستم مركزي اعصاب را دارد و ماده‌اي بسيار سمي است.

دادار توضيح داد: عصاره حاصل از كالوس خواص ضد ميكروبي در برابر ميكروبهايي از قبيل استافيلوكوكوس اورئوس، اشرشياكولي و كانديداآلبيكانس دارد.

وي اظهار داشت: اين گياه، خواب‌آور است و موجب افزايش شير در مادران مي‌شود.

دادار بيان كرد: از اسپند براي درمان دردهاي روماتيسمي و از بين بردن بيماري طاعون استفاده مي‌شود.

به گفته رييس مركز تحقيقات كهنه كن خراسان شمالي، اسپند يك دافع قوي حشرات است و از دانه آن براي دفع شپش سر استفاده مي‌شود.

وي با ذكر اين‌كه اسپند، گياهي دو لپه‌اي و از راسته افراست، توضيح داد: اين گياه به راحتي در خاك خشك و شني رشد مي‌يابد و در مقابل خشكسالي تحمل بالايي دارد.

دادار گفت: لئوناردو داوينچي و ميکل آنژ، هر دو ادعا داشتند که قدرت ماوراء طبيعي اين گياه در افزايش خلاقيت آن‌ها بسيار تاثيرگذار بوده است...../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب ...

 

ماه تولد

فال روزانه - یکشنبه 10 مهر 1390

بز

فال روزمتولدین فروردین: حالا كه ماه وارد هشتمین خانه شما یعنی خانه صمیمیت شده است، احساساتتان نیز شدیدتر شده است. شما دوست دارید همه چیز را شفاف و زیبا نگه دارید، اما افراد دیگر لزوماً از این قانون پیروی نمی‌كنند. شما شك دارید كه آیا به مراحل بعدی بروید و یا تا موقعی كه سازگاری و تعادل خود را دوباره به دست نیاورده‌اید صبر كنید. دست برداشتن از مقاومت سبب می‌شود مسیر سرنوشت شما را به دور دستها ببرد.

گاو

فال روزمتولدین اردیبهشت: شما امروز احساس می‌كنید كه مطلبی را از دیگران پنهان كرده‌اید، اما حتی قبل از اینكه خودتان متوجه بشوید آن موضوع آشكار خواهد شد و دیگران متوجه آن می‌شوند. البته این اتفاق خوبی است، برای اینكه رازهایی كه شما از گفتنشان خودداری می‌كنید مانع برقراری ارتباط با افراد خاص می‌شوند. اگر شما عمداً سعی در گمراه كردن كسی داشته باشید، حتی اگر یك غفلت آگاهانه باشد-- لحظه‌های فراموش نشدنی و خاطره انگیز خیلی زود از بین می‌روند.

ارديبهشت دوقلوها

فال روزمتولدین خرداد: امروز حتی اگر شما كارهای زیادی برای انجام دادن داشته باشید ولی روز خوشی برای شما خواهد بود. به جای اینكه به فكر فرار كردن از زیر بار مسئولیتهایتان باشید، در حالی كه وظایفتان را انجام می‌دهید فقط سعی كنید كه از انجام دادنشان لذت ببرید.

خرداد خرچنگ

فال روزمتولدین تیر: امروز شما دید تازه‌ای نسبت به شغلتان پیدا كرده‌اید. شاید این تغییرات ذهنی شما در نتیجه سود مالی زیادی باشد كه در نتیجه كار سخت و زیاد حاصل شده است. هم اكنون شما ترجیح می‌دهید كه به خرید بروید، و همین موضوع می‌تواند شما را برای بیشتر كار كردن مشتاق‌تر كند. انگیزه‌ها و محركهای شما هرچه كه باشند برایتان مفید و سازنده هستند چون باعث شده‌اند شما احساس بهتری پیدا كنید.

تير شير

فال روزمتولدین مرداد: اگر شما قبلاً در مورد كمك گرفتن از دیگران در پروژه‌تان فكر كرده بودید، هم اكنون فرصت خوبی نصیبتان شده است، برای اینكه این اعتماد و اطمینان شما به دیگران هم منتقل شده است. فقط حواستان باشد كه زیاد صحبت نكنید، چون هرقدر بیشتر حرف بزنید، كمتر می‌توانید دیگران را قانع كنید.

مرداد

فال روزمتولدین شهریور: وقتی دیگران شاد و موفق به نظر می‌رسند شما رنجیده خاطر می‌شوید، برای اینكه شما اعتقاد دارید آنها از واقعیت فرار می‌كنند. از سوی دیگر شما با ورزش كردن و سیر كردن در رویاها می‌توانید به خودتان سود برسانید. حالا تفكرات دیگران واقعیت ندارد، برای اینكه شما مجبور نیستید به آنها بگویید كه به چه چیزی فكر می‌كنید. اگر به خودتان اجازه بدهید كه از معنویات لذت ببرید این می‌تواند بهترین هدیه برای شما باشد.

شهريور

ترازو

فال روزمتولدین مهر: ماه در هفتمین خانه شما كه مربوط به دوستان و همكارانتان است قرار دارد و می‌تواند تأثیر خیلی  زیادی بر ارتباطات شما داشته باشد. متأسفانه حتی اگر شما دست از منفی بافی كردن برداشته باشید، باز هم آنها ذهنی استدلالی دارند. سعی كنید به ندای قلبتان گوش بدهید و از روی منطق تصمیم گیری نكنید.

مهر عقرب

فال روزمتولدین آبان: امروز شانستان را امتحان كرده و در مسائلی كه مربوط به سلامتیتان هستند تغییراتی ایجاد كنید. ماه در ششمین خانه شما قرار دارد كه مربوط به جزئیات می‌باشد و اكنون به شما توصیه می‌شود به موضوعات كوچكی كه می‌توانند خیلی مفید و سازنده باشند توجه كنید. تغییر دادن رژیم غذایی و تمرینات ورزشی تان و تلاش كردن برای داشتن روزی متفاوت می‌تواند تأثیر خیلی زیادی بر زندگی شما داشته باشد.

آبان

کماندار

فال روزمتولدین آذر:  امروز سیاره های بسیار زیادی در اطراف نشانه شما پراكنده‌اند و گرمایی كه از سوی دیگران احساس می‌كنید به خاطر همین است. امروز شما توانایی این را دارید كه از دیگران الهام بگیرید و منبع الهام آنها باشید، به دیگران عشق بورزید و خودتان هم مورد محبت دیگران واقع شوید. به دنبال مادیات نروید كه شما را به هیچ جا نمی‌رسانند، فقط به ندای قلبتان گوش دهید.

آذر بز

فال روزمتولدین دی:  درستكاری شما بهترین اسلحه ای است كه می‌توانید داشته باشید، برای اینكه وقتی دیگران قصد و نیت شما را می‌فهمند كمتر می‌توانند در مقابل شما مقاومت كنند. اما امروز اهداف شما ارتباطی با جهان مادی ندارد. برای اینكه شما می‌خواهید تجربه معنوی مهمی‌داشته باشید كه به هیجانات دامن بزند. سعی نكنید جلب توجه كنید؛ به جای حرف زدن در مورد خود سعی كنید با اعمالتان خود را مطرح كنید.

دي آبگير

فال روزمتولدین بهمن: تمام كردن كارهای نیمه كاره قبلی تان شاید امروز بیشتر از هر چیز دیگری  رضایت شما را جلب كند. اگر لازم بود یك لیست از كارهای ناتمامتان تهیه كنید و آنها رابر اساس اولویت و درجه اهمیت طبقه‌بندی كنید. ابتدا از كارهایی شروع كنید كه انجام دادنشان خیلی واجب و حیاتی است و بعد سراغ كارهای دیگر بروید. به خاطر داشته باشید كه لازم نیست از برنامه خود جلو بیفتید، ابتدا تصمیم بگیرید و بعد طبق آن پیش بروید.

بهمن

دو ماهي که خلاف جهت هم شناميکنند

فال روزمتولدین اسفند: روابط متقابل شما با یكی از اطرافیانتان تا موقعی كه تبدیل به یك مشكل واقعی شود می‌تواند در طول روز ادامه پیدا كند. اگرچه شما سعی می‌كنید از این مشكلات دوری كنید، ولی وسوسه می‌شوید كه دست به عمل متقابل بزنید. اما باید بدانید كه كشمكش و دعوا كردن اصلاً برای شما خوب نیست و بهترین كار این است كه از هر مجادله‌ای پرهیز كنید.

اسفند

ادامه مطلب ...

 

 

رحمتي، حسيني و رضايي بازيکنان بزرگسال تيم اميد در گوانگجو

از سوي کادر فني تيم فوتبال اميد سه بازيکن بزرگسال اين تيم براي حضور در بازي‌هاي آسيايي گوانگجو انتخاب شدند.

از سوی غلامحسین پیروانی سرمربی تیم فوتبال امید کشورمان سید مهدی رحمتی (دروازه بان سپاهان)، سید جلال حسینی (مدافع سپاهان) و غلامرضا رضایی (مهاجم پرسپولیس) به عنوان سه بازیکن بزرگسال برای همراهی این تیم در بازی‌های آسیایی گوانگجو انتخاب شدند.

البته محمدرضا خلعتبری مهاجم تیم ذوب آهن نیز مد نظر کادرفنی تیم امید قرار دارد که با توجه به آشنایی بیشتر کادر فنی تیم امید با خصوصیات فنی و اخلاقی رضایی مهاجم پرسپولیس از بخت بیشتری برای همراهی تیم امید برخوردار است.

تیم فوتبال امید کشورمان قرار است با 20 بازیکن به بازی‌های آسیایی گوانگجو اعزام شود. این مسابقات از21 آبان ماه به میزبانی کشور چین برگزار خواهد شد.

هنوز قرعه کشی مسابقات فوتبال بازی‌های آسیایی که قرار است از 16 آبان آغاز شود انجام نشده و حریفان تیم فوتبال امید کشورمان در این مسابقات مشخص نیستند.



ادامه مطلب ...

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام اذا اقتر عليه الرزق   بود ‌از‌ دعاهاى ‌آن‌ امام والامقام عليه الصلوه ‌و‌ السلام زمانيكه رزق ‌بر‌ ‌او‌ تنگ ‌مى‌ شد.   بدانكه انسان ‌را‌ حوائج بسيار است، ‌و‌ خداى عزوجل غنى ‌و‌ ‌بى‌ نياز است ‌از‌ ‌هر‌ شى ء، ‌و‌ انسان ‌را‌ ‌به‌ همان حاجت است، بلى مراتب احتياج مختلف است بلكه توان گفت ‌به‌ ‌يك‌ چيزى ‌كه‌ شدت حاجت است ساير اشياء ‌در‌ نظر ‌او‌ محو است مثلا اگر صداع شديد عارض شود ‌بر‌ انسان گرسنه ‌و‌ تشنه ‌آن‌ جوع ‌و‌ عطش ‌در‌ نظر ‌او‌ محو است ‌و‌ هميشه طالب خلاصى ‌از‌ صداع است اين است ‌كه‌ ‌حق‌ تعالى ‌به‌ موسى ‌مى‌ فرمايد كه: هوا ‌در‌ پيش نظر سيد الشهداء مثل دود بود ‌از‌ شدت تشنگى ‌و‌ وصف گرسنگى ‌آن‌ حضرت ‌را‌ نمى كند ‌با‌ اينكه ‌آن‌ جناب گرسنه ‌هم‌ بود خلاصه عمده ابتلاى انسان ‌به‌ شكم ‌و‌ فرج ‌او‌ هست اگر ملاحظه كند ‌و‌ ‌به‌ آنچه مامور است عمل نمايد ملائكه خدمه ‌ى‌ ‌او‌ خواهند ‌شد‌ ‌و‌ ‌به‌ مراتب ‌به‌ ملائكه ‌ى‌ خدا تفوق خواهد ‌به‌ ‌هم‌ رسانيد، ‌چه‌ انسان كامل بهشتى ملائكه خدمت ‌او‌ كنند ‌نه‌ عكس.  
الحاصل يكى ‌از‌ اعظم امور ‌كه‌ انسان ‌را‌ ‌به‌ ‌او‌ حاجت است رزقست ‌و‌ اين رزق ‌را‌ ‌هم‌ خود بايد تحصيل كند زيرا ‌كه‌ عاده الله جارى ‌بر‌ اين شده، بلى خدا ‌او‌ ‌را‌ اعانت نمايد ‌در‌ تحصيل ‌و‌ گاه ‌هم‌ باشد ‌كه‌ رزق متعارف ‌از‌ آسمان نازل ننمايد، چنانكه موسى ‌بن‌ عمران (ع) ‌در‌ جمله ‌ى‌ ‌از‌ عمر خود اين قدر گياه زمين خورده بودند ‌كه‌ سبزى علف ‌از‌ شكم مباركش پيدا بود عرض حال ‌به‌ جناب ذى الجلال نمودندا رسيد ‌من‌ عالمم ‌به‌ گرسنگى تو.   عرض نمود طعام ‌ده‌ ‌تا‌ سير شوم جواب رسيد ‌تا‌ اراده نمايم بلكه بعض انبياء سلام الله عليهم مامور بودند ‌كه‌ خيال قلبى ‌هم‌ ننمايد چنانكه بعضى اين نحو خيال ‌را‌ ‌در‌ امور نمودند، خطاب ‌از‌ روى عتاب رسيد ‌كه‌ اگر بعد ‌از‌ اين اين مطلب ‌در‌ قلب شما خطور نموده خواهم لباس نبوت ‌را‌ ‌از‌ اندام ‌تو‌ خلع نمود ‌و‌ ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ آتش خواهم انداخت حمد خدا ‌را‌ ‌كه‌ ماها مامور ‌به‌ سئواليم ‌و‌ ‌بر‌ خلجان ‌ما‌ ‌هم‌ عتاب ‌و‌ عقاب نيست بلكه خداى عزوجل بدون زحمت ‌و‌ سبب رزق ‌مى‌ دهد بلى انسان اگر ‌از‌ ‌ما‌ سواى ‌او‌ قطع نظر نمايد خواهد ‌بى‌ تكلف ‌بر‌ ‌آن‌ رسيد چنانكه فقير ‌در‌ نجف اشرف كرارا ‌و‌ مرارا ‌از‌ اسباب غيبيه براى خود ملاحظه ‌ى‌ رزق نمودم.   ‌اى‌ كريمى ‌كه‌ ‌از‌ خزانه ‌ى‌ غيب   گبر ‌و‌ ترسا وظيفه خور دارى   مناسب مقام تمثيل ‌به‌ ‌دو‌ حكايت است.   اول: اينكه نقل نمود يكى ‌از‌ فضلا ‌كه‌ ‌به‌ قول ‌او‌ اعتمادى بود ‌كه‌ ‌از‌ اولاد سلطان العلماء شخصى ‌در‌ نجف اشرف مشغول ‌به‌ تحصيل علم بود ‌و‌ ‌او‌ مبتلا گرديد ‌به‌ فقر ‌و‌ فاقه ‌تا‌ آنكه ‌از‌ نجف اشرف عزم اصفهان نمود چون ‌به‌ مشهد كاظمين عليهماالسلام رسيد چند روزى توقف نمود روزى ‌از‌ براى تطهير ثياب روانه شط ‌شد‌ ‌در‌ نزديك شط خرمن گندمى ‌در‌ ‌آن‌ مكان بود ساعتى درنگ نمود ديد ملخى  
مى آيد ‌و‌ گندم برمى دارد ‌و‌ مكرر ملاحظه نمود ‌تا‌ آنكه ‌با‌ خود گفت ملخ ‌را‌ بنابر ذخيره نيست ‌و‌ ‌هر‌ ‌چه‌ ‌به‌ دست ‌او‌ آيد ‌مى‌ خورد چون مرتبه ‌ى‌ ديگر آمد ‌و‌ گندم برداشت سيد نيز ‌در‌ عقب ‌او‌ رفت ملاحظه نمود ‌كه‌ ‌در‌ مكانى فرود آمد گفت چون پيش رفتم ديدم وزغ كورى ‌در‌ سوراخى است ‌و‌ ‌آن‌ ملخ گندم داخل ‌در‌ دهن ‌او‌ ‌مى‌ كند.   دوم: ‌به‌ ‌خط‌ مرحوم آخوند ملا محمد تقى مجلسى (ره) ‌در‌ شرح صحيفه ‌ى‌ فارسى ‌او‌ ديدم ‌كه‌ مرحوم شيخ روزى ‌از‌ بزرگى ‌و‌ جلالت شان آباء خود صحبت ‌مى‌ فرمود ‌و‌ ‌مى‌ گفت كه: جدم شيخ شمس الدين عالم عابد زاهد باورع بود روزى ‌در‌ كمال فقر ‌و‌ فاقه اطفال ‌او‌ گرسنه ‌و‌ مطالبه ‌ى‌ نان ‌از‌ ‌او‌ ‌مى‌ نمودند فرمود ‌به‌ عيال خود ‌كه‌ اين اطفال ‌را‌ قدرى ساكت ‌كن‌ ‌تا‌ ‌من‌ مشغول ‌به‌ نماز شوم ‌ما‌ ‌در‌ اطفال ‌را‌ تسليت ‌مى‌ داد ‌به‌ اطفال ‌مى‌ گفت: ‌من‌ خمير نموده ‌ام‌ صبر كنيد ‌تا‌ خمير برسد ‌و‌ ‌از‌ براى شما نان بپزم اطفال براى تجربه بالاى ‌آن‌ خانه رفتند فرياد نمودند ‌كه‌ ‌اى‌ مادر بيا ‌كه‌ خمير بالا آمده است ‌و‌ زن ‌را‌ اعتقاد ‌بر‌ كذب ‌آن‌ بود چون برفت چنان ديد ‌كه‌ ديده بودند ‌پس‌ شيخ اين شعر ‌را‌ خواندند.   ‌من‌ ملك بودم ‌و‌ فردوس برين جايم بود   آدم آورد ‌در‌ اين دير خراب آبادم  
يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ امتحان ‌و‌ اختيار نموده ‌ى‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌در‌  
روزيهاى ‌ما‌ ‌به‌ گمان بد، ‌و‌ ‌در‌ اجلهاى ‌ما‌ ‌به‌ طول آرزو ‌تا‌ اينكه طلب ‌مى‌ نمائيم ‌ما‌ روزيهاى خود ‌را‌ ‌در‌ نزد كسانى ‌كه‌ روزى داده شده است ‌و‌ طمع ‌مى‌ بريم ‌ما‌ آرزوى خود ‌را‌ ‌در‌ عمرهاى عمر داده شده گان.   توضيح مقال: ذكر ‌شد‌ ‌كه‌ انسان محتاج صرف است ‌و‌ خود بايست ‌در‌ امور معاش خود بكوشد ‌و‌ ‌در‌ ‌او‌ قواى مختلفه قرار داده شده است ‌پس‌ امر انسان بيچاره ‌به‌ جائى رسد ‌كه‌ خالق خود ‌را‌ رازق خود نداند بلكه رازق اغنيا ‌را‌ داند ‌و‌ طمع دارد ‌در‌ آرزوها ‌به‌ مثابه ‌ى‌ ‌كه‌ اگر تمام عمر معمرين اهل عالم ‌را‌ اضافه ‌به‌ عمر ‌او‌ كنند وفاء ‌در‌ اوقات آرزوها نكند اين است مراد ‌آن‌ امام ‌كه‌ طمع داريم ‌ما‌ آرزوهاى خود ‌را‌ ‌در‌ عمرهاى عمر داده گان اگر انسان بخواهد انسان شود بايست ‌در‌ ‌هر‌ امرى ‌از‌ امور ‌كه‌ داخل شود ‌و‌ حاجت دارد خداى خود ‌را‌ معين ‌و‌ ناصر داند ‌و‌ غير ‌را‌ عدم صرف خصوص ‌در‌ امر رزق شاهد ذكر ‌شد‌ فتدبر.  
اللغه: عفا ‌اى‌ منع ‌و‌ ‌بر‌ الهام ‌به‌ معنى حمايت.   نصب: تعب.   يعنى: ‌پس‌ صلوات بفرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ ببخش ‌ما‌ ‌را‌ يقينى صادق ‌كه‌ كفايت نمائى ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌آن‌ ‌از‌ زحمت طلب رزق ‌و‌ الهام ‌كن‌ ‌ما‌ ‌را‌ وثوق خالص ‌كه‌ حمايت كنى ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ سبب ‌آن‌ وثوق ‌از‌ شدت تعب.  
اللغه: حسم: قطع.  
كفيل: ضامن.   عده: وعد.   اعراب: قاطعا مفعول ثانى جعل.   يعنى: بگردان ‌تو‌ چيزى ‌را‌ ‌كه‌ بيان نمودى ‌به‌ ‌او‌ ‌آن‌ وعده ‌ى‌ ‌تو‌ ‌در‌ وحى ‌تو‌ ‌و‌ تابع نمودى وعده ‌ى‌ خود ‌را‌ ‌به‌ قسم خود ‌در‌ كتاب خود قاطع زحمت ‌و‌ مشقت ‌ما‌ ‌به‌ رزق ‌آن‌ چنانى ‌كه‌ ضامن شدى ‌او‌ را.  
اللغه: ابر ‌به‌ معنى ‌او‌ ‌فى‌ ‌و‌ امضاء.   يعنى: ‌پس‌ گفتى ‌و‌ فرموده ‌ى‌ ‌تو‌ ‌حق‌ است ‌و‌ قسم ياد نمودى ‌و‌ قسم ‌تو‌ راست ‌و‌ پايدار است ‌كه‌ ‌در‌ آسمان رزق شما است ‌و‌ آنچه شما وعده داده شديد ‌پس‌ فرموديد قسم ‌به‌ خداى آسمان ‌و‌ زمين ‌كه‌ اين مطلب ‌حق‌ است مثل آنچه شما تكلم ‌مى‌ كنيد.   تنبيهات: اول ‌در‌ آيه ‌ى‌ شريفه خدا فرموده رزق شما ‌از‌ آسمان است، ‌و‌ ‌هر‌ چيزى ‌كه‌ وعده داده شده ايد ‌از‌ ثواب ‌و‌ عقاب اما رزق اسباب ‌او‌ باران است ‌و‌ ‌او‌ ‌از‌ آسمان است آيه حاجت ‌به‌ حذف دارد يعنى سبب رزقكم اما بهشت ‌او‌ فوق آسمانها است ‌و‌ سقف ‌او‌ عرش خدا است يعنى فلك هشتم ‌كه‌ عبارت ‌از‌ كرسى است.   ‌و‌ اما جهنم ‌در‌ بعضى ‌از‌ اخبار وارد است ‌كه‌ ‌او‌ ‌در‌ تحت طبقات زمين است ‌و‌ آبهاى گرم ‌كه‌ ‌از‌ زمين جوشد ‌از‌ حميم ‌او‌ است لكن ‌در‌ بعضى ‌از‌ اخبار وارد است ‌كه‌ ‌او‌ ‌در‌ آسمان است ‌و‌ سيد ‌در‌ شرح ‌مى‌ فرمايد منافات ندارد ‌و‌ ‌مى‌ شود تعدد  
اللغه: ابر ‌به‌ معنى ‌او‌ ‌فى‌ ‌و‌ امضاء.   يعنى: ‌پس‌ گفتى ‌و‌ فرموده ‌ى‌ ‌تو‌ ‌حق‌ است ‌و‌ قسم ياد نمودى ‌و‌ قسم ‌تو‌ راست ‌و‌ پايدار است ‌كه‌ ‌در‌ آسمان رزق شما است ‌و‌ آنچه شما وعده داده شديد ‌پس‌ فرموديد قسم ‌به‌ خداى آسمان ‌و‌ زمين ‌كه‌ اين مطلب ‌حق‌ است مثل آنچه شما تكلم ‌مى‌ كنيد.   تنبيهات: اول ‌در‌ آيه ‌ى‌ شريفه خدا فرموده رزق شما ‌از‌ آسمان است، ‌و‌ ‌هر‌ چيزى ‌كه‌ وعده داده شده ايد ‌از‌ ثواب ‌و‌ عقاب اما رزق اسباب ‌او‌ باران است ‌و‌ ‌او‌ ‌از‌ آسمان است آيه حاجت ‌به‌ حذف دارد يعنى سبب رزقكم اما بهشت ‌او‌ فوق آسمانها است ‌و‌ سقف ‌او‌ عرش خدا است يعنى فلك هشتم ‌كه‌ عبارت ‌از‌ كرسى است.   ‌و‌ اما جهنم ‌در‌ بعضى ‌از‌ اخبار وارد است ‌كه‌ ‌او‌ ‌در‌ تحت طبقات زمين است ‌و‌ آبهاى گرم ‌كه‌ ‌از‌ زمين جوشد ‌از‌ حميم ‌او‌ است لكن ‌در‌ بعضى ‌از‌ اخبار وارد است ‌كه‌ ‌او‌ ‌در‌ آسمان است ‌و‌ سيد ‌در‌ شرح ‌مى‌ فرمايد منافات ندارد ‌و‌ ‌مى‌ شود تعدد  
نيران شود مثل تعدد بهشت.   دوم- بدانكه قسم ياد نمودن خدا ‌در‌ اين آيه دلالت دارد ‌بر‌ غضب ‌او‌ چنانكه گفته شده است ‌كه‌ بعد ‌از‌ اينكه اين آيه نازل ‌شد‌ گفتند ملائكه كه: پسران آدم هلاك شدند غضب آوردند خدا ‌را‌ ‌تا‌ اينكه قسم ياد نمود.   ‌از‌ اصمعى نقل ‌شد‌ ‌كه‌ ‌از‌ جانب بصره بيرون آمدم اعرابى ‌به‌ جانب ‌من‌ آمد گفت: كيستى؟   گفتم: ‌از‌ پيران   اصمعى ‌مى‌ گويد: گفت: ‌از‌ كجا ‌مى‌ آئى؟   گفتم: ‌از‌ مكانى ‌كه‌ تلاوت كتاب الله ‌مى‌ نمايند.   گفت: ‌از‌ براى ‌من‌ تلاوت نما، ‌پس‌ ‌من‌ سوره ‌ى‌ ‌و‌ الذاريات تلاوت نمودم ‌تا‌ اين آيه ‌كه‌ ‌و‌ ‌فى‌ السماء....   گفت: كفايت نمود ‌تو‌ ‌را‌ ‌پس‌ برخاست ‌و‌ ناقه ‌ى‌ خود ‌را‌ نحر نمود ‌و‌ تقسيم ‌به‌ مردم نمود ‌و‌ توجه ‌به‌ سيف ‌و‌ كمان خود نموده ‌و‌ شكست ‌و‌ رفت ‌و‌ ‌در‌ زمانى ‌كه‌ ‌من‌ ‌با‌ رشيد ‌حج‌ ‌مى‌ نمودم شروع نمودم ‌در‌ طواف ديدم كسى ‌را‌ آواز ‌مى‌ نمايد ‌به‌ صوت ضعيف توجه ‌به‌ ‌او‌ نمودم ديدم همان اعرابى است بدن كاهيده ‌و‌ روى ‌او‌ زرد ‌پس‌ سلام ‌بر‌ ‌من‌ نمود ‌و‌ ‌از‌ ‌من‌ طلب كرد ‌كه‌ سوره ‌ى‌ ‌را‌ براى ‌او‌ تلاوت نمايم چون رسيدم ‌به‌ آيه ‌ى‌ ‌و‌ ‌فى‌ السماء صيحه ‌زد‌ ‌و‌ گفت يافتم چيزى ‌را‌ ‌كه‌ خدا وعده نمود ‌حق‌ آيا غير اين فقرات چيزى هست ‌پس‌ قرائت نمودم فو رب السماء....   ‌پس‌ صيحه ‌زد‌ ‌و‌ گفت سبحان الله ‌كه‌ بود ‌كه‌ خداى جليل ‌را‌ ‌به‌ غضب ‌در‌ آورد ‌تا‌ قسم ياد نمود ‌و‌ تصديق قول ‌او‌ نمود ‌سه‌ دفعه اين مطلب ‌را‌ ذكر كرد ‌و‌ روح ‌از‌ بدن ‌او‌ مفارقت نمود.  
نيران شود مثل تعدد بهشت.   دوم- بدانكه قسم ياد نمودن خدا ‌در‌ اين آيه دلالت دارد ‌بر‌ غضب ‌او‌ چنانكه گفته شده است ‌كه‌ بعد ‌از‌ اينكه اين آيه نازل ‌شد‌ گفتند ملائكه كه: پسران آدم هلاك شدند غضب آوردند خدا ‌را‌ ‌تا‌ اينكه قسم ياد نمود.   ‌از‌ اصمعى نقل ‌شد‌ ‌كه‌ ‌از‌ جانب بصره بيرون آمدم اعرابى ‌به‌ جانب ‌من‌ آمد گفت: كيستى؟   گفتم: ‌از‌ پيران   اصمعى ‌مى‌ گويد: گفت: ‌از‌ كجا ‌مى‌ آئى؟   گفتم: ‌از‌ مكانى ‌كه‌ تلاوت كتاب الله ‌مى‌ نمايند.   گفت: ‌از‌ براى ‌من‌ تلاوت نما، ‌پس‌ ‌من‌ سوره ‌ى‌ ‌و‌ الذاريات تلاوت نمودم ‌تا‌ اين آيه ‌كه‌ ‌و‌ ‌فى‌ السماء....   گفت: كفايت نمود ‌تو‌ ‌را‌ ‌پس‌ برخاست ‌و‌ ناقه ‌ى‌ خود ‌را‌ نحر نمود ‌و‌ تقسيم ‌به‌ مردم نمود ‌و‌ توجه ‌به‌ سيف ‌و‌ كمان خود نموده ‌و‌ شكست ‌و‌ رفت ‌و‌ ‌در‌ زمانى ‌كه‌ ‌من‌ ‌با‌ رشيد ‌حج‌ ‌مى‌ نمودم شروع نمودم ‌در‌ طواف ديدم كسى ‌را‌ آواز ‌مى‌ نمايد ‌به‌ صوت ضعيف توجه ‌به‌ ‌او‌ نمودم ديدم همان اعرابى است بدن كاهيده ‌و‌ روى ‌او‌ زرد ‌پس‌ سلام ‌بر‌ ‌من‌ نمود ‌و‌ ‌از‌ ‌من‌ طلب كرد ‌كه‌ سوره ‌ى‌ ‌را‌ براى ‌او‌ تلاوت نمايم چون رسيدم ‌به‌ آيه ‌ى‌ ‌و‌ ‌فى‌ السماء صيحه ‌زد‌ ‌و‌ گفت يافتم چيزى ‌را‌ ‌كه‌ خدا وعده نمود ‌حق‌ آيا غير اين فقرات چيزى هست ‌پس‌ قرائت نمودم فو رب السماء....   ‌پس‌ صيحه ‌زد‌ ‌و‌ گفت سبحان الله ‌كه‌ بود ‌كه‌ خداى جليل ‌را‌ ‌به‌ غضب ‌در‌ آورد ‌تا‌ قسم ياد نمود ‌و‌ تصديق قول ‌او‌ نمود ‌سه‌ دفعه اين مطلب ‌را‌ ذكر كرد ‌و‌ روح ‌از‌ بدن ‌او‌ مفارقت نمود.  
سوم: مثل ‌ما‌ انكم تنطقون آنچه ‌در‌ فهم قاصر حقير ‌مى‌ رسد ‌آن‌ است ‌كه‌ انسان ‌در‌ غالب اوقات تكلم ‌به‌ محسوسات ‌و‌ بديهيات ‌مى‌ نمايد مشبهه ‌به‌ اين امور بديهيه ‌و‌ حسيه است.   بعضى وجوه ديگر نقل نموده اند يكى آنكه تشبيه ‌به‌ اعتبار عدم العلم است يعنى همچنانكه شما مواضع خروج نطق ‌و‌ كيفيت حصول ‌او‌ ‌را‌ نمى دانيد ‌كه‌ لك الرزق چنانكه پيغمبر فرمود اباء دارد خدا مگر اينكه رزق مومن ‌را‌ قرار دهد ‌در‌ مكانى ‌كه‌ گمان ندارد.   دوم: ‌به‌ اعتبار احتياج ‌و‌ عدم احتياج.   سوم: ‌به‌ اعتبار زياده ‌و‌ نقصان چنانكه نطق زياد ‌مى‌ شود ‌و‌ ‌كم‌ ‌مى‌ شود ‌به‌ سبب تكلم ‌و‌ عدم ‌او‌ چنين است رزق ‌به‌ سبب انفاق ‌و‌ امساك.   وصيت: بدان ‌كه‌ رزق توسعه ‌و‌ اسباب ‌آن‌ ‌و‌ تقتير رزق ‌و‌ اسباب حرمان بسيار است چيزهائيكه سبب رزق شود عمده ‌ى‌ سبب تقوى ‌و‌ پرهيزگارى است چنان  
سوم: مثل ‌ما‌ انكم تنطقون آنچه ‌در‌ فهم قاصر حقير ‌مى‌ رسد ‌آن‌ است ‌كه‌ انسان ‌در‌ غالب اوقات تكلم ‌به‌ محسوسات ‌و‌ بديهيات ‌مى‌ نمايد مشبهه ‌به‌ اين امور بديهيه ‌و‌ حسيه است.   بعضى وجوه ديگر نقل نموده اند يكى آنكه تشبيه ‌به‌ اعتبار عدم العلم است يعنى همچنانكه شما مواضع خروج نطق ‌و‌ كيفيت حصول ‌او‌ ‌را‌ نمى دانيد ‌كه‌ لك الرزق چنانكه پيغمبر فرمود اباء دارد خدا مگر اينكه رزق مومن ‌را‌ قرار دهد ‌در‌ مكانى ‌كه‌ گمان ندارد.   دوم: ‌به‌ اعتبار احتياج ‌و‌ عدم احتياج.   سوم: ‌به‌ اعتبار زياده ‌و‌ نقصان چنانكه نطق زياد ‌مى‌ شود ‌و‌ ‌كم‌ ‌مى‌ شود ‌به‌ سبب تكلم ‌و‌ عدم ‌او‌ چنين است رزق ‌به‌ سبب انفاق ‌و‌ امساك.   وصيت: بدان ‌كه‌ رزق توسعه ‌و‌ اسباب ‌آن‌ ‌و‌ تقتير رزق ‌و‌ اسباب حرمان بسيار است چيزهائيكه سبب رزق شود عمده ‌ى‌ سبب تقوى ‌و‌ پرهيزگارى است چنان  
كه خود حضرت رب الارباب فرمود:   ‌و‌ ‌من‌ يتق الله يجعل له مخرجا ‌و‌ يرزقه ‌من‌ حيث ‌لا‌ يحتسب، ‌و‌ نماز ‌شب‌ يكى ‌از‌ اسباب ‌او‌ است، ‌و‌ قناعت نمودن، ‌و‌ ‌در‌ بين طلوعين بيدار بودن، ‌و‌ مشغول ‌به‌ ياد خدا بودن ‌در‌ ‌آن‌ وقت، ‌و‌ نعمت خدا ‌را‌ احترام نمودن ‌و‌ شكر ‌آن‌ نمودن ‌و‌ استغفار زياد نمودن، ‌و‌ صدقه دادن، وصله رحم نمودن، ‌و‌ توقير بزرگتران نمودن، ‌و‌ نماز زياد گذاردن، ‌و‌ خلاف اين امور موجب ضيق معاش است علاوه ‌بر‌ ايشان ‌در‌ حالت جنابت چيز خوردن، ‌و‌ ‌در‌ بيت الخلاء چيزى خوردن، ‌و‌ غسل اناء ننمودن، ‌و‌ خانه ‌را‌ جاروب ننمودن ‌و‌ تفصيل اين امور ‌در‌ كتب اخبار مذكور است، ‌و‌ عاق والدين بودن سبب بزرگ ‌آن‌ است.   خاتمه: ‌از‌ براى دفع ضيق معيشت ‌و‌ تنگى ‌از‌ بركات ائمه ‌ى‌ اطهار ‌و‌ نبى مختار عليه ‌و‌ عليهم السلام دواهاى زياد ذكر شده است ‌كه‌ ‌در‌ مظان خود مسطور است لكن ذكر ‌مى‌ نمائيم نمازى ‌كه‌ ‌در‌ مكارم الاخلاق طبرسى مذكور است ‌كه‌ ‌از‌ براى ‌هر‌ امرى خصوص سعه ‌ى‌ رزق ‌و‌ ‌آن‌ ‌دو‌ ركعت است ‌در‌ ‌هر‌ ركعتى بعد ‌از‌ حمد سوره ‌ى‌ قدر ‌را‌ بخواند ‌و‌ بعد ‌از‌ فراغت پانزده دفعه استغفرالله بگويد بدون ربى ‌و‌ اتوب اليه ‌و‌ ‌در‌ ‌هر‌ ‌يك‌ ‌از‌ ركوع ‌و‌ ‌سر‌ برداشتن ‌و‌ سجود ‌و‌ سربرداشتن ‌ده‌ دفعه مثل نماز جعفر طيار (ع) ‌و‌ ‌از‌ ختوم بهتر ختم ‌از‌ براى اين حاجت ختم ‌و‌ ‌من‌ يتق الله است ‌كه‌ خودم ‌به‌ كرات تجربه نموده ام.  
كه خود حضرت رب الارباب فرمود:   ‌و‌ ‌من‌ يتق الله يجعل له مخرجا ‌و‌ يرزقه ‌من‌ حيث ‌لا‌ يحتسب، ‌و‌ نماز ‌شب‌ يكى ‌از‌ اسباب ‌او‌ است، ‌و‌ قناعت نمودن، ‌و‌ ‌در‌ بين طلوعين بيدار بودن، ‌و‌ مشغول ‌به‌ ياد خدا بودن ‌در‌ ‌آن‌ وقت، ‌و‌ نعمت خدا ‌را‌ احترام نمودن ‌و‌ شكر ‌آن‌ نمودن ‌و‌ استغفار زياد نمودن، ‌و‌ صدقه دادن، وصله رحم نمودن، ‌و‌ توقير بزرگتران نمودن، ‌و‌ نماز زياد گذاردن، ‌و‌ خلاف اين امور موجب ضيق معاش است علاوه ‌بر‌ ايشان ‌در‌ حالت جنابت چيز خوردن، ‌و‌ ‌در‌ بيت الخلاء چيزى خوردن، ‌و‌ غسل اناء ننمودن، ‌و‌ خانه ‌را‌ جاروب ننمودن ‌و‌ تفصيل اين امور ‌در‌ كتب اخبار مذكور است، ‌و‌ عاق والدين بودن سبب بزرگ ‌آن‌ است.   خاتمه: ‌از‌ براى دفع ضيق معيشت ‌و‌ تنگى ‌از‌ بركات ائمه ‌ى‌ اطهار ‌و‌ نبى مختار عليه ‌و‌ عليهم السلام دواهاى زياد ذكر شده است ‌كه‌ ‌در‌ مظان خود مسطور است لكن ذكر ‌مى‌ نمائيم نمازى ‌كه‌ ‌در‌ مكارم الاخلاق طبرسى مذكور است ‌كه‌ ‌از‌ براى ‌هر‌ امرى خصوص سعه ‌ى‌ رزق ‌و‌ ‌آن‌ ‌دو‌ ركعت است ‌در‌ ‌هر‌ ركعتى بعد ‌از‌ حمد سوره ‌ى‌ قدر ‌را‌ بخواند ‌و‌ بعد ‌از‌ فراغت پانزده دفعه استغفرالله بگويد بدون ربى ‌و‌ اتوب اليه ‌و‌ ‌در‌ ‌هر‌ ‌يك‌ ‌از‌ ركوع ‌و‌ ‌سر‌ برداشتن ‌و‌ سجود ‌و‌ سربرداشتن ‌ده‌ دفعه مثل نماز جعفر طيار (ع) ‌و‌ ‌از‌ ختوم بهتر ختم ‌از‌ براى اين حاجت ختم ‌و‌ ‌من‌ يتق الله است ‌كه‌ خودم ‌به‌ كرات تجربه نموده ام.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب ...

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان من‌ دعائه عليه السلام فى الاستخاره دعاى سى ‌و‌ سوم كه‌ مى خوانده اند حضرت سيدالساجدين در‌ خواستن راه خير در‌ حين استشاره به‌ پروردگار.
«اللهم انى استخيرك بعلمك، فصل على محمد ‌و‌ آله، واقض لنا بالخيره». الاستخاره: طلب الخيره لرشاد. ‌و‌ الخيره- بكسر الخاء ‌و‌ سكون الياء ‌و‌ فتح الراء بوزن الميره- الاسم من‌ قولك: خار الله لك فى هذا الامر. يعنى: بار خدايا، مى خواهم از‌ تو‌ نيكويى ‌و‌ راه راست يافتن را‌ به‌ علم تو‌ كه‌ محيط است به‌ همه ‌ى‌ چيزها چنانچه هست. پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ حكم كن از‌ براى ما‌ به‌ آنچه خير ‌و‌ خوب است.
«و الهمنا معرفه الاختيار». الالهام: ما‌ يلقى فى الروع. يقال: الهمه الله. ‌و‌ الاختيار: الاصطفاء. (يعنى:) ‌و‌ در‌ دل ما‌ انداز شناختن خير ‌و‌ برگزيده را. «و اجعل ذلك ذريعه الى الرضا بما قضيت لنا». ‌و‌ بگردان ‌آن را‌ وسيله ‌ى‌ خشنودى به‌ آنچه قضا كرده اى از‌ براى ما.
«و التسليم لما حكمت». فى نسخه الاصل: «و التسليم» على الجر عطفا على الرضا. ‌و‌ فى روايه عميد الروساء على النصب، اما على اخذ الواو بمعنى مع، ‌و‌ اما على العطف على «ذريعه» ‌و‌ ان‌ كان فى الاخير شى ء. يعنى: ‌و‌ بگردان ‌آن را‌ وسيله ‌ى‌ انقياد ‌و‌ گردن نهادن مر ‌آن چيزى را‌ كه‌ حكم كرده اى بر‌ ما- يا: وسيله ‌ى‌ خشنودى به‌ آنچه حكم كرده اى با‌ تسليم ‌و‌ انقياد. «فازح عنا ريب اهل الارتياب. ‌و‌ ايدنا بيقين المخلصين». «ازح»- بالزاء ‌و‌ الحاء المهمله- فعل امر مخاطب، من‌ ازاح يزيح على صيغه الافعال، اى: ابعد. ‌و‌ الريبه: الشك. يعنى: دور كن ‌و‌ زايل گردان از‌ ما‌ شك آنان كه‌ اهل شكند. ‌و‌ قوت ده‌ ما‌ را‌ به‌ يقين مخلصين- يعنى آنان كه‌ هر‌ چه گويند ‌و‌ كنند به‌ محض قربت بوده باشد ‌و‌ هيچ غرضى ديگر به‌ ‌آن در‌ مياميزند. ‌و‌ «مخلصين» بر‌ صيغه ‌ى‌ اسم فاعل ‌و‌ اسم مفعول هر‌ دو‌ روايت شده.
«و لا‌ تسمنا عجز المعرفه عما تخيرت فنغمط قدرك ‌و‌ نكره موضع رضاك». «لا تسمنا» فى اصل النسخه بضم السين، اى: لا‌ تولنا. من: سامه خسفا، اذا اولاه ظلما. ‌و‌ اكثر استعماله فى العذاب ‌و‌ الشر. اى: لا‌ تجعلنا ضعيفى المعرفه. ‌و‌ منه قوله تعالى:(يسومونكم سوء العذاب)، اى: يولونكم. ‌و‌ يروى «تسمنا»
بكسر السين من: وسمه يسمه وسما وسمه، اذا اثرت فيه بسمه ‌و‌ علامه وكى. ‌و‌ منه الميسم للمكواه. اى: لا‌ تجعل ضعف المعرفه سمه ‌و‌ علامه لنا. ‌و‌ «نغمط» بالغين المعجمه ‌و‌ كسر الميم ‌و‌ فتحها من‌ بابى ضرب ‌و‌ علم. اى: نحتقر. يقال: غمط النعمه- بالكسر- يغمطها. ‌و‌ غمط عيشه- بالفتح- يغمطه غمطا- بالتسكين فيهما-، اى: بطره ‌و‌ حقره. ‌و‌ غمط الناس: الاحتقار لهم ‌و‌ الازراء بهم. ‌و‌ فى الحديث: «انما ذلك من‌ سفه الحق ‌و‌ غمط الناس». يعنى ان‌ يرى الحق سفها ‌و‌ جهلا ‌و‌ يحتقر الناس. ‌و‌ القدر بمعنى التقدير. يعنى: مگردان ما‌ را‌ ضعيف المعرفه- يا: ضعف معرفت را‌ علامت ‌و‌ سمت ما‌ مساز- از‌ آنچه تو‌ اختيار كرده اى ‌و‌ برگزيده اى از‌ صفات ‌و‌ افعال، پس‌ خوار شماريم- يا: انكار نماييم- تقديرات تو‌ را‌ ‌و‌ كراهت ورزيم از‌ آنچه خشنودى تو‌ در‌ ‌آن است. «و نجنح الى التى هى ابعد من‌ حسن العاقبه، ‌و‌ اقرب الى ضد العافيه». نجنح، اى: نميل. جنح- بالجيم ‌و‌ النون ثم الحاء المهمله اخيرا- اى: مال. (يعنى:) ‌و‌ ميل كنيم ‌و‌ انحراف ورزيم به‌ افعال ‌و‌ اعمالى كه‌ دورتر باشد از‌ نيكويى عاقبت ‌و‌ نزديكتر باشد به‌ مكاره كه‌ ضد عافيت است.
«حبب الينا ما‌ نكره من‌ قضائك. ‌و‌ سهل علينا ما‌ نستصعب من‌ حكمك». دوست گردان به‌ سوى ما‌ آنچه كراهت داشته باشيم از‌ قضاى تو. ‌و‌ آسان كن بر‌ ما‌ آنچه دشوار شماريم از‌ حكم تو.
«و الهمنا الانقياد لما اوردت علينا من‌ مشيتك حتى لا‌ نحب تاخير ما‌ عجلت، ‌و‌ لا‌ تعجيل ما‌ اخرت».
و ملهم ساز ما‌ را‌ انقياد ‌و‌ گردن نهادن مر ‌آن چيزى را‌ كه‌ فرود آورده اى بر‌ ما‌ از‌ تكاليف از‌ روى خواست خود، تا‌ آنكه ما‌ دوست نداريم تاخير آنچه تو‌ شتاب كرده اى ‌آن را‌ ‌و‌ نه ‌و‌ شتاب نمودن بر‌ آنچه تو‌ اراده ‌ى‌ تاخير ‌آن نموده اى. «و لا‌ نكره ما‌ احببت، ‌و‌ لا‌ نتخير ما‌ كرهت». ‌و‌ ناخوش نشماريم آنچه تو‌ دوست داشته اى ‌آن را‌ ‌و‌ اختيار ننماييم آنچه تو‌ ناخوش شمرده اى ‌آن را.
«و اختم لنا بالتى هى احمد عاقبه ‌و‌ اكرم مصيرا». ‌و‌ خاتمه ‌ى‌ اعمال ما‌ را‌ اعمال ‌و‌ افعالى كن كه‌ ‌آن محمودتر باشد از‌ روى عاقبت ‌و‌ كريمتر باشد از‌ روى بازگشت به‌ تو. «انك تفيد الكريمه ‌و‌ تعطى الجسيمه». الكريمه: كل‌ شى ء مكرم ‌و‌ كل‌ شى ء مكرم عليك فهو كريمك ‌و‌ كريمتك. ‌و‌ الجسيمه: العظيمه. ‌و‌ جسم الشى ء، اى: عظم. (يعنى:) به‌ درستى كه‌ تو‌ افاده مى كنى چيزهاى نيكو را‌ ‌و‌ اعطا مى كنى عطاياى عظيم را. «و تفعل ما‌ تريد. ‌و‌ انت على كل‌ شى ء قدير». ‌و‌ مى كنى آنچه مى خواهى. ‌و‌ تو‌ بر‌ همه چيز توانايى چنانچه خواهى.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب ...

 

ماجرای سه آهوی مغرور و دام شکار چی

 

 

قسمت دوم:

 

در قسمت قبل خواندید كه با ورود چند شكارچی، دو آهو به دام افتادند و 4 بچه آهوی آنها تنها ماندند. دو بچه آهویبزرگ تر از دو آهوی كوچك تر خواستند كه هر روز برای آنها غذا تهیه كنند و خودشان به استراحت پرداختند. تا این كه آهوی دیگر كه گریزپا نام داشت با خوردن علف هایی كه چشم سیاه آورده بود، ادعا كرد كه چشم سیاه به وظایفش عمل نمی كند. از آن به بعد چشم سیاه ناچار شده بود كه برای هر سه آهو غذا تهیه كند.

 

 

 

 

بخش پایانی داستان را بخوانید.

 

چشم سیاه که می دانست گریز پا چه نقشه ای برای او کشیده است، سرش را تکان داد و رفت. از آن روز به بعد او صبح زود از خواب بیدار می شد و تا قبل از پیدا شدن آهوهای دیگر از آن طرف دشت برای آنها علف تازه می آورد.

 

 

او ناچار بود برای این که سه آهو تنبل و مغرور سیر بشوند روزی چند بار این کار را انجام بدهد.

 

 

چند هفته ای گذشت چشم سیاه هر روز تندتر از روز قبل می دوید تا زودتر خودش را به آهوهای مغرور برساند چون می دانست اگر دیر کند، آنها او را سرزنش می کنند و تنبیه و مجازات می شود. تا این که یک روز وقتی چشم سیاه از میان درختان به طرف دشت حرکت کرد، از دور متوجه سایه چند مرد شد که به آرامی در حرکت بودند. چشم سیاه با دقت به آنها نگاه کرد.

 

شکارچی ها بدون آنکه او را ببینند از کنار او عبور کرده و به جلو حرکت می کردند. چشم سیاه وقتی متوجه شد آنها به طرف محلی که سه آهوی مغرور بودند، می روند تصمیم گرفت دوستانش را هرچند که به او بد کرده بودند، خبر کند. او با شتاب خودش را به آهوها رسانید و برای آنها توضیح داد مردان شکارچی درحال نزدیک شدن به آنها هستند.

 

خال خالی در حالی که لبخندی روی لب هایش بود، گفت: فکر می کنی با این نقشه می توانی ما را از اینجا دور کنی و با بهانه آوردن امروز برای ما غذا نیاوری. چشم سیاه به او گفت:

 

- تو اشتباه می کنی تا دیر نشده است از اینجا فرار کنید.

 

گریزپا جواب داد:

 


- تو چکار به ما داری. اگر سرو صدا راه نیندازی هیچکس نمی تواند ما را پیدا کند. حالا هم برو و وظیفه ات را که غذا آوردن برای ما است، انجام بده.

 

چشم سیاه سرش را زیر انداخت. چند قدمی از آنها دور شد. شکارچی ها که متوجه او شده بودند، شروع به تیراندازی به طرف او کردند سه آهو مغرور که متوجه شده بودند حرف های چشم سیاه درست است از جا بلند شدند و شروع به دویدن کردند. ولی آنها نمی توانستند خوب بدوند، چون مدت ها بود که با تنبلی کردن، آنقدر چاق شده بودند که به راحتی نمی توانستند بدوند.

 

شکارچی ها که سه آهو چاق و تنبل را دیدند، دیگر به چشم سیاه کاری نداشتند و آهوهای تنبل را دنبال کردند. چشم سیاه پشت یک درخت ایستاده بود و شکارچی ها را نگاه می کرد.

 

خال خالی که در این مدت بیشتر از بقیه غذا خورده بود زودتر از آهوهای دیگر در دام شکارچی ها افتاد. بعد از خال خالی، گریزپا بود که کناری ایستاد. او از دویدن خسته شده بود و پاهایش قدرت دویدن نداشت. چشم درشت هم با این که خیلی تقلا کرده بود، بالاخره در دام شکارچی ها افتاد .

 

چشم سیاه به یاد روزی افتاده بود که پدر و مادرش را شکارچی ها با خود برده بودند. اشک در چشمان سیاه او جمع شده بود. او با خودش فکر می کرد اگر آنها با هم مهربان بودند و تنبلی نکرده بودند غرور بین آنها اینقدر فاصله نینداخته بود که حالادر دام شکارچی ها بیفتند.

 



ادامه مطلب ...

 

 

 

آتلتيكو مادريد فاتح سوپر جام اروپا شد

آتلتيكو مادريد فاتح سوپر جام اروپا شد

تيم فوتبال آتلتيکو مادريد جمعه شب با کسب يک پيروزي دو بر صفر بر اينترميلان قهرمان سوپرجام اروپا شد .

آتلتيکو قهرمان ليگ اروپا پس از حضور نا اميد کننده اش در نيمه اول ، در دقيقه 62 توسط '' خوزه آنتونيو ريس '' صاحب گل شد و هشت دقيقه قبل از دميده شدن سوت پايان بازي '' سرخيو آگويرو '' يک گل ديگر بر آن افزود .

پيروزي آتلتيکو همچنين نخستين ضربه را به '' رافائل بنيتز '' سرمربي اينتر که در اين فصل جانشين '' خوزه مورينيو '' شده است وارد کرد. مورينيو فصل گذشته اينتر را فاتح ليگ قهرمانان کرد.

مهار شدن يک ضربه پنالتي '' ديه گو ميليتو '' گلزن برتر اينتر در فصل گذشته توسط '' ديويد ده گي '' دروازه بان آتلتيکو خود بر رنج و ناراحتي بنيتز افزود .

وي در پايان اين ديدار که در شهر موناکوي فرانسه برگزار شد گفت :'' من فکر مي کنم که در ابتدا خوب بازي کرديم ولي بعدا کنترل بازي را از دست داديم . ''

وي افزود :'' بازيکنان قدري خسته بودند و قدرت جسماني لازم را براي رويارويي با چنين تيم با نبوغي را نداشتند. ''

بنيتز گفت :'' پس از مورينيو من بايد اوضاع را تغيير دهم . اينکه چه مدت وقت خواهد گرفت مشخص نيست ؟ ما با همين سبک بازي در برابر آ.اس .رم برنده سوپر جام ايتاليا شديم ولي با شکست در برابر آتلتيکو سوپر جام اروپا را از دست داديم . ''

در همين حال ، '' پيکه سانچز '' سرمربي آتلتيکو از عملکرد تيمش راضي و خوشحال بود.

وي گفت :'' ما واقعا خواهان اين جام بوديم و عملکرد تيم عالي بود. ما تيم قويتر ميدان بوديم . ''



ادامه مطلب ...

ترجمه فارسی نهج البلاغه پيمودن راه راست
مردم! بيم مکنيد در راه راست، که شمار روندگان آن چنين اندک چراست! که مردم بر سر خواني فراهم آمده‏اند- از ديرباز، مدت- سيري آن کوتاه است و زمان گرسنگي‏اش دراز. مردم! خشنودي و خشم- از چيزي- همگان را- در پيامد آن- شريک سازد- و کيفر يا پاداش آنچه را بدان راضي شده‏اند به آنان بپردازد-. چنانکه ماده‏شتر ثمود را يک تن پي نمود و خدا همه آنان را عذاب فرمود، چرا- که گرد اعتراض نگرديدند- و همگي آن کار را پسنديدند، و خداي سبحان گفت: ماده‏شتر را پي کردند و سرانجام پشيمان شدند و ديري نپاييد که زمينشان بانگي کرد و فرو رفت، چنانکه در زمين سست آهن تفت. مردم! آن که راه آشکار را بپيمايد به آب درآيد، و آن که بيراهه را پيش گيرد، در بيابان بي نشان افتد- و از تشنگي بميرد-. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) أَيُّهَا النّاسُ، لا تَسْتَوْحِشُوا فِى طَرِيقِ الْهُدى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ، فَإِنَّ النّاسَ قَدِ اجْتَمَعُوا عَلى مائِدَةٍ شِبَعُها قَصِيرٌ، وَ جُوعُها طَوِيلٌ. أَيُّهَا النّاسُ، إِنَّما يَجْمَعُ النّاسَ الرِّضا وَ ‏السُّخْطُ، وَ إِنَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذابِ لَمّا عَمُّوهُ بِالْرِّضا، فَقالَ سُبْحانَهُ: ‏فَعَقَرُوها ‏فَأَصْبَحُوا ‏نادِمِينَ‏ فَما کانَ إِلّا أَنْ ‏خارَتْ‏ أَرْضُهُمْ بِالْخَسْفَةِ خُوارَ ‏السِّکَّةِ ‏الْمُحْماةِ فِى الْأَرْضِ ‏الْخَوَّارَةِ. أَيُّهَا النّاسُ، ‏مَنْ‏ ‏سَلَکَ‏ ‏الطَّرِيقَ‏ ‏الْواضِحَ‏ ‏وَرَدَ ‏الْماءَ، وَ مَنْ خالَفَ وَقَعَ فِى التِّيهِ.

ادامه مطلب ...
:: ::  نويسنده : iranfami

ترجمه فارسی نهج البلاغه موعظه ياران
از خطبه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است (که در آن صفات کسيکه خداوند او را بسيار دوست دارد و شخصي که او را دشمن دارد بيان و مردم را به متابعت و پيروي ائمه عليهم‏السلام ترغيب فرموده): بندگان خدا، دوستترين بندگان نزد خدا (که نظر مرحمت حقتعالي شامل حال او است) بنده‏اي است که خداوند او را بر تسلط به نفس خويش کمک و ياري کرده است (عقل او را تقويت نموده تا از شهوات و خواهشهاي نفس پيروي ننمايد) پس (آن بنده) حزن و اندوه را شعار خود قرار داد (براي تحصيل رضا و خوشنودي حق انديشه نمود تا موجبات آن را بدست آرد) و خوف و ترس (از عذاب الهي) را رويه خويشتن گردانيد (و هيچ گاه برخلاف دستورات خدا و رسول رفتار ننموده) پس چراغ هدايت (علوم و معارف الهي) در دل او روشن شد، و (با آن از تاريکي ناداني و گمراهي رهائي يافته به راه راست قدم نهاد، و سفره) ضيافت را براي روزي که به آن وارد مي‏شود آماده ساخت (عبادت و بندگي نمود که پس از مرگ تهيدست نباشد) و دور را بر خود نزديک کرد (مرگ را که بيخبران دور مي‏پندارند پيش روي خويش قرار داد و هرگز از آن غافل نبود و باکي نداشت که مرگ او را در بستر بيماري دريابد، يا او بر مرگ وارد شده در راه خدا کشته گردد) و سختي (مرگ و قبر و هول و وحشت روز رستخيز) را (بوسيله توشه طاعت و بندگي) آسان گردانيد (و در خلقت آسمان و زمين و آنچه در آن است) فکر و انديشه نمود، پس بينا شد (به مبدا و معاد، چنانکه در قرآن کريم س 41 ي 53 مي‏فرمايد: سنريهم اياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق يعني زود باشد که به مردم بنمايانيم آيات و نشانه‏هاي خود را در اطراف جهان و در نفوس خودشان تا آنکه براي آنها آشکار گردد که خداي بر حق او است) و ياد از خدا کرد، پس اعمال نيکو را (که توشه آخرت است) بسيار گردانيد (هيچ چيز او را از ذکر خدا باز نداشت، چنانکه در قرآن کريم س 24 ي 37 مي‏فرمايد: رجال لاتلهيهم تجاره و لابيع عن ذکر الله يعني مرداني خداوند را تسبيح مينمايند که بازرگاني و خريد و فروش آنان را از ذکر خدا باز نميدارد) و از آب پاکيزه و گوارائي که راههاي ورود بر آن براي او آسان شده بود سير آب شد (از علوم و معارف الهي بهره‏مند گرديد و براي استفاده از آن سرگردان نماند، بلکه آنچه بر او افاضه مي‏شد به آساني قبول مي‏نمود، بخلاف تشنه‏اي که بر سر نهرهاي بزرگ دسترسي به آب ندارد، راه مي‏جويد تا به آب دسترسي يافته بياشامد) پس در اولين باري که آشاميد سيرآب گرديد (بعد از سيرآب شدن از آب معنوي تشنه نشود که باز به آشاميدن نيازمند گردد، چون شتري که پس از تشنگي به آب برسد بسيار آشاميده سيرآب مي‏گردد، و چون به آب ديگري رسيد ميل به آن ندارد يعني پس از کسب علوم و معارف الهي جهل و ناداني براي او نيست که به تحصيل دانشي محتاج باشد) و در راه راست و هموار رفت (به راه پرهيزکاران که اطاعت و پيروي است پا نهاد) جامه‏هاي شهوات و خواهشهاي نفس را از تن بيرون کرده (به دنيا و آنچه در آنست دل نبست) و از همه منظورها خود را تهي نموده و منظوري ندارد مگر يکي (که تحصيل رضا و خوشنودي خدا است) پس (متصف بعلم و معرفت الهي شده) از کوري (جهل و ناداني) و از شرکت و معاشرت با هواپرستان رهائي يافت و خود از کليدهاي درهاي هدايت و رستگاري و قفلهاي درهاي هلاکت گرديد (راهنماي ديگران شده و از گمراه‏کنندگان جلوگيري کرد) راه خود را ديده و در آن رفته و علامت و نشانه (هدايت و رستگاري) خويش را شناخته و آنچه که در آن فرو رفته (سختيها و اندوهها را) از خود دور کرده و به محکمترين حلقه‏ها و بندها و استوارترين ريسمانها (قرآن کريم و عترت سيدالمرسلين) چنگ زده (و راه نجات و رستگاري يافته) پس يقين او (به حق) مانند يقين به نور و روشني آفتاب است (هيچ شک و ترديدي در او راه نيابد، و چون از علوم حقه و معارف الهيه بهره‏مند گرديده و راهنماي مردم شده) نفس خود را براي خدا قرار داده در بزرگترين کارها از هر جهت (که هر چيز از او خواسته شود انجام دهد و هر چه از او پرسيده شود پاسخ گويد) و هر فرعي را بسوي اصل آن بازگرداند (حکم آن را از روي استنباط و اجتهاد صحيح بدست آرد) او است چراغ تاريکيها و آشکار کننده امور مشتبهه که هويدا نيست و کليد مبهمات (آموزنده احکام) و دفع کننده مشکلات (بسخن وافي خود از مسائل رفع اشکال مي‏نمايد) و راهنماي بيانهاي پهناور (مسائل عقليه) مي‏باشد، مي‏گويد و (مطلب را) مي‏فهماند (نه آنکه بر ناداني و شک بيفزايد) و خاموشي مي‏گزيند که (از لغزش گفتار و فتواي به ناحق) سالم ماند (نه آنکه خاموشي او از روي ناداني باشد، خلاصه سخن گفتن و خاموشي را در آنچه مقتضي است بکار آرد، پس بيهوده سخن نگويد و بي‏جهت خاموش ننشيند) کردار خود را براي خدا (از شرک و ريا و خودنمائي) پاک گردانيده و حقتعالي هم او را براي خود اختيار کرده (انواع فيوضات و کمالات را به او عطاء فرموده) پس (با اين صفات) و از جمله کانهاي دين و اوتاد زمين او است (که ديگران از کان وجود او جواهر نفيسه علم و حکمت اخذ مينمايند، و انتظام امر دين و آسايش اهل زمين به برکت وجود او باقي و برقرار است) عدالت (راستي و درستي) را ملازم خود قرار داده (و از آن دوري ننموده و هيچگاه در هيچ امر راه افراط يعني تجاوز از حد و راه تفريط يعني تقصير و تاخير در حق را پيش نگرفته) پس اول مرحله عدالت او آن است که هوا و خواهش نفس را از خود دور کرده (زيرا مرد خدا براي تکميل قوه عمليه بايد از خواهشهاي نفس پيروي ننموده از حدود خدا بيرون نرود) حق را بيان مي‏کند (مردم را بکار نيکو امر نموده و از کار بد باز مي‏دارد) و خود بر طبق آن رفتار مي‏نمايد (زيرا کسيکه رفتارش موافق گفتار نباشد پند او تاثيري ندارد و مورد توبيخ و سرزنش خداوند متعال مي‏باشد، چنانکه در قرآن کريم س 61 ي 2 فرموده: يا ايها الذين امنوا لم تقولون ما لاتفعلون ي 3 کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لاتفعلون يعني اي کسانيکه ايمان آورده‏ايد چرا مي‏گوييد چيزي را که بجا نمي‏آوريد، بزرگترين غضب و دشمني نزد خدا يعني دوري از رحمت او آن است که بگوئيد چيزي را طبق آن رفتار نکنيد) نهايت هيچ خير و نيکوئي را ترک نکرده مگر آنکه آهنگ آن نموده و
گمان هيچ خوبي را رها ننموده مگر آنکه آن را قصد کرده (سعي و کوشش او آن است که در همه راههاي خير و نيکوئي قدم نهد تا منتهي درجه رستگاري را بدست آرد هر چند بوسيله گمان باشد) و عنان خود را بکتاب (قرآن کريم) سپرده، پس کتاب خدا جلودار و پيشواي او است، فرود مي‏آيد هر جا که بار قرآن فرود آمده و جا مي‏گرد هرجا که جايگاه آنست (در مسافرت بسوي خدا از قرآن مفارقت و جدائي ننموده و دستور احکامش را همه جا پيروي کرده است).
و بنده ديگري (را که خداوند دشمن دارد کسي که) خود را عالم و دانشمند ناميده در صورتي که نادان است، پس از نادانان نادانيها و از گمراهان گمراهيها فرا گرفته (در گفتار و کردارش از آنها پيروي نموده) و دامهائي از ريسمانهاي فريب و گفتار دروغ براي مردم گسترده (آنها را به گفتار و کردار نادرست خود فريب مي‏دهد تا مجذوب او گردند، چنانکه صياد صيد را فريب مي‏دهد تا در دام افتد) کتاب (قرآن کريم) را بر انديشه‏هاي خود حمل نموده (تفسير کرده) و (کسيکه قرآن را براي خود تفسير نمايد) حق را طبق خواهشهاي خويش قرار داده، مردم را از خطرهاي بزرگ ايمن مي‏گرداند، و گناهان بزرگ را (در نظر آنان) آسان مي‏نمايد (و به رياء و خودنمايي) مي‏گويد از شبهات (هر حکمي که مشکوک و مشتبه است) خودداري ميکنم و حال آنکه در آنها افتاده است (حکم مي‏کند و چون به احکام شرع و موارد آن نادان است هر حکم مشتبه در نظر او درست مي‏آيد) و مي‏گويد از بدعتها (احکام برخلاف قوانين شرع) کناره مي‏گيرم و حال آنکه در ميان آنها خوابيده است (هر حکم که مي‏کند بدعت است) پس صورت (او) صورت آدمي و دل (او) دل حيوان است، باب هدايت و راه راست را نميشناسد تا (در آن قدم نهاده) پيروي نمايد و باب کوري و گمراهي را نشناخته تا از آن دوري گزيند، پس او مرده‏اي است در ميان زنده‏ها (زيرا مقصود از حيات، بدست آوردن فضائلي است که موجب سعادت گردد و چون جاهل، از آن فضائل بي‏بهره است به مرده ماند، بلکه در حقيقت مرده او است) پس (از آنکه راه حق و باطل را دانستيد و اشخاصي را که خداوند دوست يا دشمن مي‏دارد شناختيد) کجا مي‏رويد (و در کدام راه سير مي‏کنيد که سزاوارتر باشد) و چگونه شما را (از راه هدايت و رستگاري) برميگردانند (يا در چه وقت و از کجا شما را از راه راست منصرف نمايند) و حال آنکه پرچمها(ي حق) برپا است و نشانه‏ها(ي راستي) آشکار و هويدا و منار (هدايت و رستگاري) نصب شده است، پس کجا شما را حيران و سرگردان کرده‏اند؟ بلکه چگونه حيران و سرگردان هستيد (که صراط مستقيم در راه راست را نمي‏بينيد) و حال آنکه عترت پيغمبر شما (ائمه اطهار) در ميان شما است؟ و آنها پيشواياني هستند که (مردم را) براه حق مي‏کشند (چنانکه شخص مهار شتر را بدست گرفته براه مي‏برد) و نشانه‏هاي دين و زبانهاي راستگو مي‏باشند (گفتارشان راست و درست است که احتمال خلاف در آن داده نميشود و آنچه به پيغمبر اکرم وحي شده براي مردم ترجمه و تفسير نموده آنانرا به حقائق آشنا مينمايند) پس آنها را به نيکوترين منزلهاي قرآن فرود آوريد (محبت و دوستي آنان را در دلهاي خود جاي دهيد، زيرا دل در ميان منزلهاي قرآن که عبارت است از منزل در مقام تصور و منزل در زبان بوسيله خواندن و منزل در کتب بهترين منزل است) و (چون ايشان سرچشمه علوم و معارف هستند) بسوي آنان بشتابيد (و از علم و دانششان بهره‏مند گرديد) مانند ورود و شتاب شترهاي بسيار تشنه (بر سر آب). مردم اين روايت را از خاتم النبيين صلي الله عليه و آله و سلم فرا گيريد (در مدح و بزرگواري عترت خود فرموده: در ظاهر) مرده است آنکه از ما مي‏ميرد و حال آنکه نمرده (بعد از مرگ که براي همه خلائق حتي براي پيغمبر و عترت او حتمي است با بدن مثالي، بلکه با بدن اصلي هم در اين عالم زنده‏اند و مانند زمان حيات مي‏بيند و مي‏شنود و سخن مي‏گويد) و (بر طبق عقيده نادرست نادانان) پوشيده شده است آنکه از ما پوسيده مي‏شود و حال آنکه پوسيده نشده (بدنش باقي و برقرار است. شراح در توجيه و تاويل اين حديث شريف انه يموت من مات منا و ليس بميت، و يبلي من بلي منا و ليس ببال که حضرت از پيغمبر اکرم نقل فرموده و از جمله احاديث مشکله متشابه است بر حسب مذاق و سليقه علمي خود هر يک سخني گفته و بر آن ادله‏اي اقامه نموده‏اند، ليکن جامعتر و درستترين سخنان را که روي دو پايه برهان عقل و نقل استوار است ما در بالا بيان کرديم و پس از مراجعه بکتب علميه و مطالعه در اقوال علماي اعلام و جمع بين اخبار مختلفه ظاهر و هويدا مي‏گردد، بنابراين سزاوار نيست کسي از روي بي‏دانشي آنچه که گفته شد انکار نمايد، و در اين باب حضرت فرموده:) پس نگوئيد (درباره عترت پيغمبر اکرم) آنچه را که نميشناسيد (به آن دانا نيستيد) زيرا بيشتر حق در آن است که شما انکار مي‏نمائيد، و (هنگاميکه عذاب الهي به شما رسيد) معذور داريد کسي را که شما را بر او حجت و دليلي نيست، و او منم (پس عذري نداريد و در آن موقع نميتوانيد بگوييد پروردگارا، آيا ما را به آنچه که ندانسته و نفهميده‏ايم مواخذه و بازخواست مي‏نمائي، زيرا من آنچه که براي رستگاري شما بکار آيد بيان نموده در ارشاد و راهنمائي کوتاهي نکردم، ليکن شما از سخنانم پيروي ننموديد) آيا در ميان شما بر طبق بار گرانبهاي بزرگ (قرآن کريم) رفتار نکردم؟ (قرآن را به شما نياموختم) و آيا در ميان شما بار گرانبهاي کوچک (عترت پيغمبر اکرم حسن و حسين) را نگذاشتم (که هادي و راهنماي شما باشند و اينکه حضرت قرآن را ثقل اکبر و عترت را ثقل اصغر فرموده براي آن است که قرآن سند رسالت و ولايت و آسايش دين و شريعت است، پس اگر قرآن نبود رسالت و ولايت و دين و ايمان ثابت نشده بود، و ديگر آنکه از حديث شريف نبوي که بر صحت و درستي مضمون آن عامه و خاصه متفقند متابعت نموده و آن حديث بنابر آنچه ابوسعيد خدري روايت کرده اين است: قال النبي صلي الله عليه و اله اني تارک فيکم الثقلين احدهما اکبر من الاخر: کتاب الله حبل ممدود من السماء الي الارض و عترتي اهل بيتي لن يفترقا حتي يردا علي الحوض يعني پيغمبر اکرم فرمود: من دو چيز گرانبها ميان شما مي‏گذارم که يکي از آنها از ديگري بزرگتر است، يکي کتاب خدا که آن ريسماني است از آسمان بزمين کشيده شده يعني از جانب خدا بخلق نازل گرديده و ديگري عترت و اهل بيت من است و اين دو از هم جدا نميشوند تا بمن بر سر حوض در روز رستخيز وارد گردند يعني هميشه باقي و برقرار خواهند بود) و پرچم و نشانه ايمان را در ميان شما نصب نمودم (تا گمراه نگرديد) و شما را بر حدود و مراتب حلال و حرام واقف ساختم، و از عدل و دادگري خود لباس عافيت را به شما پوشانيدم (راه رها گرديدن از ظلم و ستمگري را به شما ياد دادم) با گفتار و کردار خويش معروف را (که رضا و خوشنودي خدا و رسول در آنست) گسترانيدم (نشان دادم) و اخلاق پسنديده خود را براي شما آشکار کردم (به اخلاق شايسته آشناتان نمودم) پس راي و تدبير (نادرست خود) را در چيزيکه کنه آن را ديده بينش درنمي‏يابد و فکر و انديشه به آن راه ندارد و بکار نبريد (در اين باب از پيش خود سخني نگوئيد، زيرا دانستن آن براي هيچکس ممکن نيست مگر به الهام و وحي، و وحي و الهام هم مختص است به اشخاصي که خداوند آنها را براي اين مقام معين فرموده، پس آموختن معارف و علوم و پيروي از آنان سبب رستگاري و خوشبختي است و از پيش خود سخن گفتن و مراجعه بغير ايشان موجب گمراهي و بدبختي).
قسمتي از اين خطبه (خبر مي‏دهد تسلط بني‏اميه را بر مردم و انقراض دولت ايشان را بزودي): (بني‏اميه بر مردم مسلط شده شهرها را به تصرف خويش درآورند و مروان خداپرست را کشته زنانشان را اسير کرده اموالشان را به غارت برند، و هر که براي جلوگيري از ظلم و تعدي آنها قيام کند مغلوب و کشته مي‏شود) تا اينکه گمان کننده (دنياپرست ظاهربين) گمان مي‏کند که دنيا مسخر بني‏اميه شده (چنانکه شتر به عقال و بند بسته مي‏شود) و سودش را به آنها مي‏دهد، و بر آب صاف و پاکيزه خودفرودشان مي‏آورد (خلاصه دنيا مخصوص آنان است و ديگران از آن بي‏بهره‏اند) و تازيانه و شمشيرش (قتل و غارت و انواع سختيها بوسيله آنان) از اين امت برداشته نميشود، و حال آنکه گمان کننده اين امر دروغ پنداشته، بلکه دولت بني‏اميه و بهره بردنشان در زندگاني دنيا مانند آبي است (در دهان) که اندکي مي‏چشند، پس (هنوز نياشاميده) تمام آن را بيرون مي‏اندازند (به زودي دست ظلم و تعدي آنها کوتاه ديگران بر ايشان مسلط شده دولتشان منقرض مي‏گردد). متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) عِبادَ اللَّهِ، إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبادِ اللَّهِ إِلَيْهِ ‏عَبْداً أَعانَهُ اللَّهُ عَلى نَفْسِهِ، ‏فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ، وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ، ‏فَزَهَرَ ‏مِصْباحُ‏ ‏الْهُدى فِى قَلْبِهِ، وَ أَعَدَّ ‏الْقِرى لِيَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ، فَقَرَّبَ عَلى نَفْسِهِ الْبَعِيدَ، وَ هَوَّنَ الشَّدِيدَ: نَظَرَ فَأَبْصَرَ، وَ ذَکَرَ فَاسْتَکْثَرَ، وَ ارْتَوى مِنْ عَذْبٍ فُراتٍ سُهِّلَتْ لَهُ مَوارِدُهُ فَشَرِبَ ‏نَهَلًا، وَ سَلَکَ سَبِيلًا ‏جَدَداً. قَدْ خَلَعَ سَرابِيلَ الشَّهَواتِ، وَ تَخَلّى ‏مِنَ‏ الْهُمُومِ إِلَّا هَمّاً واحِداً انْفَرَدَ بِهِ، فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمى، وَ مُشارَکَةِ أَهْلِ الْهَوى، وَ صارَ مِنْ مَفاتِيحِ أَبْوابِ الْهُدى، وَ مَغالِيقِ أَبْوابِ الرَّدى، قَدْ أَبْصَرَ طَرِيقَهُ، وَ سَلَکَ سَبِيلَهُ، وَ عَرَفَ مَنارَهُ، وَ قَطَعَ ‏غِمارَهُ‏، وَ اسْتَمْسَکَ مِنَ الْعُرى بِأَوْثَقِها، وَ مِنَ الْحِبالِ بِأَمْتَنِها، فَهُوَ مِنَ الْيَقِينِ عَلى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلَّهِ سُبْحانَهُ فِى أَرْفَعِ الْأُمُورِ مِنْ إِصْدارِ کُلِّ وارِدٍ عَلَيْهِ، وَ تَصْيِيرِ کُلِّ فَرْعٍ إِلى أَصْلِهِ، مِصْباحُ ظُلُماتٍ، کَشَّافُ ‏عَشَواتٍ‏، مِفْتاحُ مُبْهَماتٍ، دَفَّاعُ مُعْضِلاتٍ، دَلِيلُ ‏فَلَواتٍ‏، يَقُولُ فَيُفْهِمُ، وَ يَسْکُتُ فَيَسْلَمُ، قَدْ أَخْلَصَ لِلَّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ، فَهُوَ مِنْ مَّعادِنِ دِينِهِ، وَ أَوْتادِ أَرْضِهِ قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ، فَکانَ أَوَّلُ عَدْلِهِ نَفْىَ الْهَوى عَنْ نَفْسِهِ، يَصِفُ الْحَقَّ وَ يَعْمَلُ بِهِ، لا يَدَعُ لِلْخَيْرِ غايَةً إِلَّا ‏أَمَّها، وَ لا ‏مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَها، قَدْ ‏أَمْکَنَ‏ ‏الْکِتابَ‏ ‏مِنْ‏ ‏زِمامِهِ‏، فَهُوَ قائِدُهُ وَ إِمامُهُ، يَحُلُّ حَيْثُ حَلَّ ‏ثَقَلُهُ‏، وَ يَنْزِلُ حَيْثُ کانَ مَنْزِلُهُ.
وَ اخَرُ قَدْ تَسَمّى عالِماً وَ لَيْسَ بِهِ، فَاقْتَبَسَ جَهائِلَ مِنْ جُهَّالٍ، وَ أَضالِيلَ مِنْ ضُلَّالٍ، وَ نَصَبَ لِلْنّاسِ ‏أَشْراکاً مِنْ حَبائِلِ غُرُورٍ، وَ قَوْلٍ زُورٍ، قَدْ حَمَلَ الْکِتابَ عَلى ارائهِ، وَ ‏عَطَفَ‏ ‏الْحَقّ‏ عَلى اَهْوائهِ، يُؤَمِّنُ ‏النَّاسَ‏ مِنَ الْعَظائِمِ، وَ يُهَوِّنُ کَبِيرَ الْجَرائِمِ، يَقُولُ: أَقِفُ عِندَ الشُّبُهاتِ وَ فِيها وَقَعَ، وَ يَقُولُ: أَعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَيْنَهَا اضْطَجَعَ، ‏فَالصُّورَةُ ‏صُورَةُ ‏إِنسانٍ‏، ‏وَ ‏الْقَلْبُ‏ ‏قَلْبُ‏ ‏حَيَوانٍ‏، لا يَعْرِفُ بابَ الْهُدى فَيَتَّبِعَهُ، وَ لا بابَ الْعَمى فَيَصُدَّ عَنْهُ، فَذلِکَ مَيِّتُ الْأَحْياءِ! ‏‏فَأَيْنَ‏‏ ‏تَذْهَبُونَ‏؟ وَ ‏أَنّى ‏‏تُؤْفَکُونَ‏‏؟ وَ ‏الْأَعْلامُ‏ قائِمَةٌ! وَ الاياتُ واضِحَةٌ! وَ ‏الْمَنارُ مَنصُوبَةٌ! فَأَيْنَ ‏يُتاهُ‏ ‏بِکُمْ‏؟ بَلْ کَيْفَ ‏تَعْمَهُونَ‏ وَ بَيْنَکُمْ ‏عِتْرَةُ نَبِيِّکُمْ؟! وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ، ‏وَ ‏أَعْلامُ‏ ‏الدِّينِ‏ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ، فَأَنزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنازِلِ الْقُرانِ، وَ ‏رِدُوهُمْ‏ ‏وُرُودَ ‏الهِيمِ‏ ‏العِطاشِ‏. أَيُّهَا النَّاسُ خُذُوها عَنْ خاتَمِ النَّبِيِّينَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَ سَلَّمَ: ‏إِنَّهُ‏ ‏يَمُوتُ‏ ‏مَنْ‏ ‏ماتَ‏ ‏مِنَّا ‏وَ ‏لَيْسَ‏ ‏بِمَيِّتٍ‏، ‏وَ ‏يَبْلى ‏مَنْ‏ ‏بَلِىَ‏ ‏مِنّا ‏وَ ‏لَيْسَ‏ ‏بِبالٍ‏ فَلا تَقُولُوْا بِما لا تَعْرِفُونَ، فَإِنَّ أَکْثَرَ الْحَقِّ فيما تُنْکِرُونَ، وَ أَعْذِرُوا مَنْ لا حُجَّةَ لَکُمْ عَلَيْهِ، وَ أَنَا هُوَ. أَلَمْ أَعْمَلْ فِيکُمْ بِالثَّقَلِ الْأَکْبَرِ، وَ أَتْرُکْ فِيکُمُ الثَّقَلَ الْأَصْغَرَ، وَ ‏رَکَزْتُ‏ فِيکُمْ رايَةَ الْإِيمانِ، وَ وَقَفْتُکُمْ عَلى حُدُودِ الْحَلالِ وَ الْحَرامِ، وَ أَلْبَسْتُکُمُ الْعافِيَةَ مِنْ عَدْلِى، وَ ‏فَرَشْتُکُمُ‏ الْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلِى وَ فِعْلِى، وَ أَرَيْتُکُمْ کَرائِمَ الْأَخْلاقِ مِنْ نَفْسِى، فَلا تَسْتَعْمِلُواْ الرَّأْىَ فِيما لا يُدْرِکُ قَعْرَهُ الْبَصَرُ، وَ لا ‏يَتَغَلْغَلُ‏ إِلَيْهِ الْفِکْرُ.
وَ مِنْها: حَتّى يَظُنَّ الظَّانُّ أَنَّ الدُّنْيا مَعْقُولَةٌ عَلى بَنِى أُمَيَّةَ، تَمْنَحُهُمْ ‏دَرَّها، وَ تُورِدُهُمْ صَفْوَها، وَ لا يُرْفَعُ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ سَوْطُها وَ لا سَيْفُها!! وَ کَذَبَ الّظانُّ لِذلِکَ، بَلْ هِىَ ‏مَجَّةٌ مِنْ لَذِيذِ الْعَيْشِ يَتَطَعَّمُونَها بُرْهَةً، ثُمَّ يَلْفِظُونَها جُمْلَةً.

ادامه مطلب ...
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
طرز تهیه روغن خراطین
معرفی دینگ و ذکر تفاوت‌ها
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تحلیل آماری
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری
فال حافظ

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

پيوندها
لینک های مفید
  • 
  • |


 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی :